آخرین ترشک نوشته ها نمایش/مخفی کردن پاسخ ها | میانبر های کیبورد

  • حمید

    حمید 13:55 در 20 April 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    هزار دستگاه ۲۰۶،صد دستگاه آپارتمان،اسکناس به ارتفاع برج میلاد،ومیلیاردها دلار جوایز نقدی…فدای یه تار موی تو مادر…

    2 جالبه!
     
  • ولی اله

    ولی اله 01:13 در 17 April 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    ثروتمندتـرین دختران ایرانـی 

    در این مطلب با سه دختر ایرانی که همگی زیر ۳۰ سی سال سن و بالغ بر چند میلیارد تومان ثروت دارند آشنا میشوید

    ثروتمندتـرین دختران ایرانـی

    ثریا دارابی:

    ثریا دارابی ۲۹ ساله , چهره شناخته شده در دنیای اینترنت به حساب می‌آید. آخرین ابتکار او سایتی به نام Zady است که هنوز فعالیتش را شروع نکرده ولی درآمدی ۳/۱ میلیون دلاری از مرکز آموزش ملی آمریکا داشته است. ثریا دارابی پیش از …

    0 جالبه!
     
  • ولی اله

    ولی اله 00:36 در 14 April 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    سوال و جواب های ثبت نام یارانه !(طنز) 

    مرحله اول: شما خجالت نمی کشی اومدی ثبت نام یارانه؟! آخه ۴۵۵۰۰تومن ارزشی داره که ازش انصراف نمی دی؟! اصلا هیچ می دونی اگه بیخیال یارانه ات بشی، مسئولین می تونن با بخشی از پول حاصل از انصراف از یارانه، باقی مناسبت ها رو هم بهتون پیامکی تبریک بگن؟!

    خودت بگو! ۴۵۵۰۰تومن بیشتر ارزش داره یا اینکه بهت با پیامک تبریک بگن؟! حتی شاید اگه تعداد انصرافی ها از یارانه زیاد باشه این بودجه وجود داشته باشه که مسئولین دولتی در سال ۹۴، به جای پیامک، یکی یکی به شهروندها زنگ …

    2 جالبه!
     
  • ولی اله

    ولی اله 09:41 در 6 April 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    کاش می شد که کسی دست به کاری بزند
    آب سردی به تن بوته ی خاری بزند
    زرد رویی به ته کوچه ی بن بست رود
    دست عشقی به رخ سرخ نگاری بزند
    یک نفر نیست چو حلاج که برخیزد باز
    سر خود را به طناب سر داری بزند؟
    کاش مشتاق وشی باز بیاید در شهر
    زخمه ای بر دل خونین سه تاری بزند
    سالها دور و بر ما و شما پاییز است
    یک نفر نیست که حرفی ز بهاری بزند؟
    کاش در حنجره ام قدرت فریادی بود
    تا به فتوای جنون، داد و هواری بزند
    باده ای در کف ما می …

    3 جالبه!
     
  • ولی اله

    ولی اله 20:30 در 5 April 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    شیخ و شتر 

    بزرگی با حال بدی در بستر بیماری، خود را در آستانه مرگ دید. بنابراین از فرزندان و مریدان خود خواست که از کوچک و بزرگ در شهر برای او حلالیت بگیرند و کسی را از قلم نیاندازند تا با خاطری آسوده تر رهسپار سرای باقی شود.

    فرزندان و مریدان شیخ در شهر گشتند و از هر که لازم بود رضایت گرفتند و نتیجه را به شیخ بازگو کردند. شیخ باز هم خود را آسوده نیافت و گمان برد که کسی از او رنجیده خاطر است. بنابراین از نزدیکان خواست که از …

    4 جالبه!
     
  • نسترن

    نسترن 01:33 در 19 March 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    بهار را باور کن 

    باز کن پنجره ها را که نسیم
    روز میلاد اقاقی ها را
    جشن میگیرد

    و بهار
    روی هر شاخه کنار هر برگ
    شمع روشن کرده است
    همه چلچله ها برگشتند
    و طراوت را فریاد زدند
    کوچه یکپارچه آواز شده است

    و درخت گیلاس
    هدیه جشن اقاقی ها را
    گل به دامن کرده ست

    باز کن پنجره ها را ای دوست !
    هیچ یادت هست
    که زمین را عطشی وحشی سوخت ؟
    برگ ها پژمردند ؟
    تشنگی با جگر خاک چه کرد ؟

    هیچ یادت هست
    توی تاریکی شب های بلند
    سیلی سرما با تاک چه …

    3 جالبه!
     
  • نسترن

    نسترن 01:01 در 19 March 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    صبا به تهنیت پیر می فروش آمد که… 

    صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
    که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
    هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
    درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
    تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
    که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد
    بگوش هوش نیوش از من و بعشرت کوش
    که این سخن …

    1 جالبه!
     
  • ولی اله

    ولی اله 13:22 در 5 March 2014 لینک یکتا | پاسخ/نظر  

    تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت
    رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

    هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود
    دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

    هرکه ویران کرد ویران شد در این آتش‌سرا
    هیزم اول پایه‌ی سوزاندن خود را گذاشت

    اعتبار سربلندی در فروتن بودن است
    چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

    موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت
    با صدف‌هایی که بین ساحل و دریا گذاشت

    1 جالبه!
     
c
ارسال مطلب جدید
j
مطلب بعدی/پاسخ بعدی
k
مطلب قبلی/پاسخ قبلی
r
پاسخ
e
ویرایش
o
نمایش/مخفی کردن پاسخ ها
t
برو به بالا صفحه
l
برو به ورود
h
نمایش/حذف راهنما
shift + esc
لغو